حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2500
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
حامى يونانيّت در مشرق بودند و با اين داعيه چنين شهر بزرگ يونانى را سوختند . يوليوس كاپى تولينوس آن را تكذيب مىكند ( وروس ، بند 8 ) . پس از آن تيسفون را سردار رومى گرفت و قصر تابستانى بلاش را با خاك يكسان كرد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 71 ، بند 2 ) . بعد به اين كارها اكتفاء نكرده معابد بسيارى را معدوم ساخت و روميها بتفتيش و تحقيق جاهاى مخفى پرداخته ، غنائم زياد بدست آوردند . پارتيها در اينوقت ، چون شكستهاى پىدرپى خورده بودند ، از مقاومت مأيوس گشتند و تمامى محلّهائى ، كه بتصرّف تراژان درآمده بود ، اكنون بدست كاسّيوس افتاد . پس از آن سردار مزبور به اين فتوحات اكتفاء نكرده و به طرف كوههاى زاگرس رانده قسمتى را از ماد تسخير كرد ، در نتيجهء اين بهرهمندى امپراطوران روم بر القاب او ، كه آرمنيكوس « 1 » و پارتىكوس « 2 » بود لقب مديكوس « 3 » را هم افزودند ، يعنى بر القاب فاتح ارمنستان و پارت لقب فاتح ماد را هم علاوه كردند ( اينخبر از بند 6 كتاب 23 آممين مارسلّن برميآيد ) چنين بود پيشرفت روميها ، كه ناگاه بليّهاى بزرگ دامنگير آنها گرديد و فاتحين را بمغلوبين مبدّل ساخت : وقتى كه روميها در بابل بودند ، مرض طاعون در ميان آنها افتاد . اين مرض در هرزمان و در هر جا ، كه شيوع يابد ، باعث وحشت است ، ولى در اين مورد شايعهاى بر وحشت و اضطراب روميها افزود ، زيرا خبر افسانهآميزى شهرت يافت ، كه اين مرض را كلدانيها با سحر و جادو در يكى از امكنه تحتانى معبد كمنآپلّن « 4 » ، پسر ژوپىتر ربّ النوع بزرگ روميها ، در شهر سلوكيّه ، جا داده بودند و چون روميها براى يافتن ذخائر معبد مزبور به جاهاى پنهان داخل ميشدند ، باينجا هم آمده درب آن را گشودند و چيزى نيافتند ، ولى اين مرض از اينجا خارج شده بجان روميها افتاد . چون هر روز بر عدّه اموات ميافزود ، اين اشتهار باعث وحشتى بزرگتر ميگرديد و نظم و ترتيب اردوى روم را ميگسيخت ، زيرا سربازان رومى فرار ميكردند ، تا از بليّه جان بدر برده بوطنشان
--> ( 1 ) - Armenicus . ( 2 ) - Particus . ( 3 ) - Medicus . ( 4 ) - Comaen Apollon .